Donnerstag, 12. August 2010

پرسش و پاسخ انگلهایی که مایلند لجن کاریهای خود را با قانون خدا انجام دهند

به توصیه و اصرار یکی از دوستان سری به سایت «پایگاه اینترنتی حوزه» زدم. من فقط چند دقیقه در این پایگاه حوزه چرخیدم و آنچه که دیدم و خواندم، مو بر اندامم راست کرد، حالم از خودم به عنوان یک بچه مسلمان بهم خورد، بوی متعفن روابط جنسی کثیف مشامم را پر کرد، از خودم به عنوان یک مرد متنفر شدم. چگونه امکان دارد کسی تا این حد کثیف باشد، نمیخواهم بگویم حیوان صفت، حیوانات به تمامی این نوع افراد شرف دارند، حیوانات هرگز با کودکان شیرخواره روابط جنسی ندارند. سئوالها همیشه نتیجه افکار انسان است. تا وقتی کسی درمورد موضوعی اندیشه نکرده باشد، سئوالی هم ندارد.

در قسمت پرسش و پاسخ پایگاه حوزه کسی که به جرأت می توانم بگویم کثیف ترین و بی شرمترین انسان جهان است، سئوال کرده: آیا می توان بچه شیرخواره را صیغه کرد؟ آیا بعد از عقد می توان با او عمل جنسی انجام داد؟

درست به سئوال دقت کنید: بچه شیرخواره، یعنی کودکی حداکثر 3 ساله..... کدام انسان بی شرم و کثیفی ست که افکار شیطانی عمل جنسی با یک کودک سه ساله دارد؟ ننگ بر اسلامتان. ننگ برشما. شماها نام انسانیت را به کثافت کشیدید

و اما....پاسخ بسیار دلگیرکننده و شرم آورتر از خود پرسش است. حضرت آیت خدا، یعنی به قول خودشان، نماینده ی خداوند در روی زمین پاسخ داده: عقد نکاح دائم و موقت با دختری که به سن بلوغ نرسیده، حتی اگر شیرخواره باشد، با اجازه ولی او صحیح است!!؟؟... استمناع جنسی (غیراز دخول)!!.... به شرط عدم مفسده و عدم ایذاء و اذیت بعد از عقد کردن ممکن و جایز است...... تف بر شرفت این آخوند کثیف

درست به پاسخ دقت کنید.... تازه ایشان به فکر آن کودک شیرخواره هستند تا مبادا آزار و اذیت شود... ننگ بر تو ای آخوند کثیف

عکسی از آن صفحه گرفتم که اینجا می بینید، برای مشاهده ی بهتر، اگر روی عکس کلیک کنید به اندازه بزرگتر خواهید دید تا مطمئن تر باشید

اینان چه کسانی هستند؟ اینان از کدام گوشه ی دنیا به سرزمین اهورایی ما حمله کردند؟ اینان هرکه هستند، ایرانی نیستند، در این شک و تردیدی نیست. ایرانی، یک ایرانی واقعی هرگز نمی تواند چنین افکاری را درسر بپروراند. اگر بین ایرانیان هم کسانی پیدا شده اند که چنین افکاری را پیدا کرده اند، از صدقه سر همین انگلهاست. ایرانی اصیل، انسانی ست پاک، انساندوست، مهربان، و با سرشت انسانیت. م

حرفهایم تمام نشده. در صفحه دیگری از همین پایگاه حوزه، پرسش و پاسخ دیگری منتشر شده، که دنیایی سخن را در درون دارد. در این صفحه یک زن پرسشی کرده، بازهم تقاضا میکنم پرسش را با دقت بخوانید. پرسیده شده: در چه مسائلی زن باید از شوهر اطاعت کند و اطاعت زن از شوهر تا چه مرزی باید باشد؟... (در ادامه ی سئوال برای اینکه ولایت فقیه را وقیح تر از آنچه دیده میشود بشناساند، پرسش خود را اینگونه ادامه میدهد): آیا اگر ولی فقیه حکمی را صادر فرمود و شوهر با آن مخالفت کند، زن باید از شوهرش اطاعت نماید یا از ولی وقیح؟

در این بخش نیز پاسخ بسیار زننده، کثیف، غیر انسانی، و نشانه دیکتاتوری مطلق ولایت وقیح، و اسارت زن در اسلام است

نماینده خداوند، که معلوم نیست کدام انگلها و از خدا بی خبران، او و آنان را به عنوان نماینده خدا بر روی زمین انتخاب کرده اند، می فرمایند: خارج نشدن از خانه بدون اجازه شوهر (یعنی زن اسیر و زندانی مرد است، حتی اجازه خارج شدن از خانه را ندارد)... تمکین در امور جنسی و تسلیم! برای هر لذت مشروعی که شوهر او می خواهد، از حقوق شوهر هستند و لازم است زن با رعایت حقوق شوهر، او را راضی نگهدارد.... چاره ای ندارم بجز اینکه بگویم: ننگ و مرگ بر همه ی شما آخوندها... من به این نتیجه رسیده ام که بهترین آخوند، جسد آخوند است

در ادامه حضرت نماینده ی خداوند ساخته و پرداخته ذهن کثیف اینان، شکر دیگری میخورد و میفرماید: براساس مذهب شیعه، همه ی مسلمانان اعم از ن و مرد باید از اوامر ولائی ولی فقیه اطاعت نموده و تسلیم امر و نهی او باشند، و این حکم حتی شامل فقهای عظام هم میشود

آیا این افکار، پرسش و پاسخها، واقعی است؟ آیا اسلام همین است؟ آیا در اسلام یک آخوند بیسواد و کثیف می تواند در همه ی امور زندگی خصوصی افراد، از هم بستری همسران، تا اندیشه و اعمال سیاسی و روزانه دخالت کند و تصمیم گیرنده باشد؟ اگر اسلامتان اینست، مرگ بر اسلامتان، اگر اسلام فقط دین خون است و شمشیر، ننگ و مرگ ابدی بر اسلام.... آنچه رژیم جمهوری اسلامی، از اسلام به دنیا نشان داد همه کشتار، ترور، ایجاد وحشت، زن ستیزی، انسان ستیزی، و..و... بود، و تازه حضرات مایلند که مردم دنیا را بسوی اسلام بیاورند، زهی بی شرمی، زهی خجالت. اینان هنوز فکر می کنند که در هزار و چهارصد سال پیش، آنهم در صحرای عربستان زندگی می کنند

از این قسمت هم عکسی می آورم که اگر بر روی عکس کلیک کنید بصورت بزرگتر خواهید دید

اما... آیا ما انسانهای ایرانی آنقدر خوار، ذلیل، نادان، و تنها و بی کس شده ایم که در همه امور، از بستر خواب تا اندیشه و کارهای روزانه و سیاسی خود باید از یک آخوند بی سواد، با افکار کثیف و قرون وسطی اطاعت کنیم؟ آیا ما بواقع فرزندان کوروش و داریوش بزرگ هستیم؟ یا ما ایرانیت و هویت خود را در طول سالها در اثر بی خبری، و ندانم کاری از دست داده ایم؟ آیا شأن ما ایرانیان همین است که یک آخوند بی سواد، مفلوک، تریاکی، کثیف، صاحب جان و مال ما، و رهبر اندیشه و اعمال ما در همه امور زندگیمان باشد؟ ما ایرانیان باید از تاریخ کشورمان درس بگیریم، کاری که هرگز انجام ندادیم. ما ایرانیان حافظه ی تاریخی خود را از دست داده ایم. دلیل من اینست که چگونه ملتی می تواند به جمهوری اسلامی خمینی دجال، پاسخ آری بدهد، درصورتیکه تاریخش نشاندهنده این است که اعراب و مسلمانان آن بلایی را بر سر این کشور و مردمش آوردند که در هیج کجای دنیا سابقه ندارد. خمینی در بدو ورودش به ایران که هیج احساسی هم نداشت، رسما اعلام کرد که آزادی دادنی نیست، گرفتنی ست، و همه ی آن آزادی که داشتیم گرفت. اما هیچکدام از ایرانیان حرف او را نشنیدند، و یا اکر شنیدند، تحلیل دیگری آوردند. .... باشد تا باری دیگر

تالیف و ادیت توسط بهزاد بیگعلی

Keine Kommentare:

Kommentar veröffentlichen